مقاله ای در مورد نیروی انتظامی

بسمه تعالی

سپید نامان

ای سبزپوشان سپید دل، ای حماسه سازان پیروز، ای سنگرداران همیشه بیدار، ای نشان های سرافرازی بر دوش، آرامش شهرهامان نشان از سبزی نام و یاد شماست؛ شمایی که سینه در سینه و مشت در مشتْ در پهنای همه آبادی ها، در برابر طاغوتِ بیداد و ستم ایستاده اید و در مصاف با اهریمنان شب پرست، بر پیکره سیاه ظلم، تیر و تبر فرود آورده و بر ریشه فساد تیشه می کوبید.ای رهروان راه عدالت، ای دلیر مردان، بیداری و هوشیاری را با استقامت و ایمان پیوند زنید و هم چون همیشه، به کار بهشتیِ پاسداری از ارزش های اسلام و انقلاب تداوم بخشید. ای سپیدنامان، کتاب وجودتان به شیرازه امن وامان خداوندی مستحکم و پابرجایْ و خروش مخلصانه شما، در بارگاه کبریایی مقبول و مأجور باد.

نیروی انتظامی در کلام مقام معظم رهبری

حضرت آیت اللّه خامنه ای فرماندهی کل قوا، در سخنانی درباره نیروی انتظامی فرموده اند: «نیروی انتظامی، آن سازمان رشید، آن بازوان توانا، آن شانه های پرتحمّلی است که می تواند و می خواهد این بار سنگین را بر دوش بگیرد واین خدمت بزرگ را برای مردم انجام دهد.... نیروی انتظامی،... باید با عزت،... امانت،... و کارایی خود در محیط زندگی مردم برود. آن ملتی که نیروی انتظامی خود را عزیز می داند و آن را با خود بیگانه می شمارد و به او اعتماد می کند، ملتی خوشبخت است. مردم نیروی انتظامی را باید از خود بدانند... مردم احساس آرامش می کنندکه ببینند جوانان، مردان و زنان در این سازمان بزرگ و کارآمد، با انجام صحیح وظایف خود، می توانند آن چه از آنان متوقع است، آن را محقق کنند».

 

 تاریخچه پلیس


ايران، كشورى باستانى

اين كشور در بيش از دو هزار سال قبل و در دوران سلسله هخامنشيان اولين بنيانگذار سيستم حكومتى گسترده امپراطورى مى باشد. از آنجا كه هر حكومتى نيازمند به نظم و امنيت مى‌باشد در نتيجه كشور ما انواع سيستمهاى ايجاد نظم و امنيت را در طى تاريخ موردآزمايش قرارداده است.
اما سيستم نوين ايجاد نظم و امنيت داخلى يعنى سازمان پليس در ايران به حدود يكصد سال پيش مربوط مى‌‌باشد. شاه قاجار ناصرالدين شاه در سفرهاى سه گانه خود به اروپا و مشاهده پليس نوين در آن كشورها و با استخدام يك مستشار بلژيكى به نام كنت دو بينو اولين سيستم پليسى جديد را در ايران پايه گذارى نمود. اين پليس در طى يكصد سال گذشته و تا پيروزى انقلاب اسلامى در بهمن سال 1357 از فراز و نشيبهاى متفاوت برخوردار بوده است. پليس جديد ايران در سه بخش تقريباً مستقل فرماندهي، حفاظت و اطلاعات و سازمان عقيدتى سياسى تشكيل شده است. حوزه فرماندهى و حفاظت و اطلاعات تقريباً در ساختار سيستم پليس كليه كشورهاى جهان مشترك مى باشد. اما وجود سازمان عقيدتى سياسى از ويژگيهاى سيستم پليس ايران محسوب مى‌گردد. اين سازمان موظف است تا در بعد اعتقادي، سياسى نسبت به حفظ دستاوردهاى ارزشهاى انقلاب و ايجاد روحيه ديندارى و اخلاق متناسب با تعليم دين اسلام كه حفظ حرمت انسانها از جمله اصول اساسى است اقدام نمايد.

 

 

 

پلیس در مقاطع مختلف وجود داشته است :

 پليس در مقاطع مختلف

دوره آريايى‌ها: شهريار ريش سفيدان و پيران
دوره مادها: واسطه
دوره هخامنشيان: خشترپاون، شهربان، نگهبان، كاراون، ارك پات، اركبند، بازرسان شاهي، استخبارات
دوره سلوكى‌ها: به سبك دوره هخامنشيان
دوره اشكانيان: سازمان پوليس
دوره ساسانيان: شهريك، ديهيك، كوئپان، ديوان حراس، نيزه‌داران
دوره اسلام: محتسب، شرطه، شحنه، معاون، متواليالشرطه، صاحب‌الجسر، امرالجسر(امرالجسرين)، درابون، عامله الشرطه، والى الحرب، عسس، عسش‌باشي، حاكم، حافظ، صاحب‌المدينه، صاحب‌الليل، طواف‌الليل، احداث
دوره افشاريه: داروغه، كدخدا، سرهنگ، خليفه، نواب، پاسبان
دوره زنديه: داروغه،‌كلانتر، محتسب، نقيب، ميرشب، گزمه
دوره صفوي: ديوان بيگى داروغه، ميرشب گزمه، شبگرد، پاكار، كشيكچيان دربندها، محتسب‌الممالك، كلانتر، اداره‌احداث
دوره قاجاريه: نسقچي، فراشباشي، ده‌باشي، پنجاه‌باشي، يوزباشي، ميرغضب (ماموراعدام)، گزمه، ميرشب ‌شبگرد، داروغه، كلانتر

تقویت نیروی انتظامی

برای ایجاد امنیتی مقتدرانه که آفریننده آرامش و آسایشی استوار خواهد بود، تقویت و پشتیبانی نیروی انتظامی از سوی آحاد ملت انتظار می رود. تقویت این نیرو، تقویت اقتدار نظام دربرخورد با موارد خلاف قانون است وبه کاهش انگیزه های مجرمانه منجر خواهد شد. اگر در جامعه ای میان دولت و ملت اعتمادی متقابل پدید آید، مردم مهم ترین عامل برقراری امنیت در جامعه خواهند بود و آن گاه نیروی انتظامی، راحت تر و کم هزینه تر می تواند از امنیت و آرامش جامعه پاسداری کند.

نگاهبانان بیدار

شب، سایه سیاهش را بر سر شهر افکنده و سکوت تنها همهمه کوچه ها بود. خانه ها کم کم پلک هایشان را می بستند تا به خوابی سنگین فرو روند، مرد، در امتداد کوچه گام برمی داشت و نگاه جست وجوگرش را به اطراف می دوخت. خستگی مهمان تنش بود و خواب مهیای ورود به چشمانش، ولی گام هایش محکم بود و استوار. آن سوی کوچه، پیرمردی در آستانه در ظاهر شد، دستی تکان داد و لبخندی زد. مرد نگاه مهربانش را به پیرمرد دوخت، دستش را به نشانه سپاس بالا آورد و خداحافظی کرد. اسلحه را بر روی دوشش جابه جا کرد تا اندکی از سنگینی اش کاسته باشد. نباید به خستگی مجال می داد و به خواب اجازه ورود. او باید بیدار می ماند تا پیرمرد و بچه هایش آسوده بخوابند.

 

 

آذرخش کربلا

www.azerakhshekarbla.blogfa.com

وبلاگ شخصی سید محمد حسین سید اخلاقی

 

+ نوشته شـــده در 89/07/11ساعــت تــوسط s.a |